در این قسمت می خوام خاطرات روز اولی که می خواستیم به استانبول سفر کنیم  بذارم  ، مشاهده در ادامه ی مطلب ... متفکر


روز چهارشنبه بود که ما صبح از خواب بیدار شدیم که برویم و کارهایمان را برای رفتن با ماشینمان به تهران آماده کنیم . من با پدرم رفتیم و کارهایمان را انجام دادیم و بعد از انجام شدن کارهایمان ، رفتیم به خانه ی خودمان تا دیگر چمدان هایمان را ببندیم و آماده شویم که راه بیفتیم . بعد از انجام کلیه کارها به راه بیفتیم و در اصل قرار بود ما ساعت 1 از نیشابور به سمت تهران حرکت کنیم ولی به علت وجود کارهای زیاد مجبور شدیم ساعت 2 راه بیفتیم . خلاصه ما دیگه راه افتادیم به سمت تهران و از طرف سبزوار حرکت کردیم که شهر هایی را رد کردیم : سبزوار - شاهرود - گرمسار دامغان - سمنان و ... را طی کردیم تا به مقصد یعنی تهران رسیدیم . بعد هم به فرودگاه رفتیم . مشاهده ادامه این مطلب در مطلبی به نام : خاطرات روز دوم ( قسمت اول ) اوه