در این قسمت می خواهم خاطرات روز دوم ( قسمت چهارم ) را بگذارم . مشاهده در ادامه مطلب ... سوالگریهسوالبامن حرف نزنمتفکر

عکس خودم در هتل Gran Gul Soy

 


بعد از رسیدن به هتلمان ، گشتی در هتل زدیم و چند ساعت در لابی آن صحبت کردیم و از آن جا که پدرم چند سال پیش هم به همان هتل در استانبول رفته بود ، قسمت های مختلف هتل را به ما نشان داد . پس از کمی استراحت در لابی هتل ، رفتیم و کلید های اتاق هایمان را گرفتیم . به داخل هتل رفتیم و وسایلمان را چیدیم و سپس برای بعد از ظهر خوابیدیم و وقتی هم که از خواب بیدار شدیم دیدیم که پدرم بیدار است و برای ما آبمیوه ای خریده است که خیلی خوش مزه بود و فقط در برابرش یک لیر داده بودیم . در آن زمان یعنی 700 تومان !!!!!!!!! به غیر از آبمیوه کباب ترکی هم خریده بود و وقتی کباب ترکی را خوردیم نتوانستیم جلوی خودمان را بگیریم و من با پدرم به مغازه های نزدیک هتل رفتیم و چند عدد دیگر کباب ترکی خریدیم . مغازه های کنار هتل هم زیاد و خوب بودند و بیش ترشان پوشاک بودند و بعضی هم کباب ترکی می فروختند . پیشنهاد می کنم اگر به استانبول سفر کردید ، حتما کباب ترکی استانبول را امتحان کنید . ادامه این خاطره در مطلبی به نام ( خاطرات روز دوم قسمت ششم ) دنبال کنید .