خاطرات روز دوم ( قسمت هفتم )

 

بعد از آن جا هم به هتل رفتیم و استراحت کردیم و بعد از استراحت هم به شهربازی هتل رفتیم . آن جا باید دلار یا لیر را به سکه هایی که فقط در شهربازی کار می کرد چنج یا تعویض می کردیم . من در 2 سال پیش انگلیسی را خوب بلد نبودم و برای همین هم به سختی تونستم به صاحب شهربازی منظورم رو برسونم !!! خنده جای شما خالی بعد از چنج کردن پول ها به بولینگ و بیلیارد شهربازی رفتیم !!!!!!!!! نیشخند بعد از شهربازی هم شب شد و به لابی رفتیم و من هم خاطراتم را در دفترچه ام نوشتم !! اوه بعد هم در رستوران هتل قهوه خوردیم ! خیال باطل جای شما خالی ! سوال ادامه این خاطره در مطلبی به نام ( خاطرات روز دوم قسمت هشتم ) دنبال کنید . خیال باطل

/ 1 نظر / 42 بازدید
دوست

سلام این که خاطره سفرت رو نوشتی خوبه. مثلا من اومدم این بخشو بخوونم دیدم که خیلی کوتاه است. اگه لطف کنی و کل خاطرات رو جمع کنی و یه صفحه کنی بهتره یا مثلا دو یا سه بخش. و یا اصلا هر روز یه صفحه. خیلی در هم بر همه. باز هم به وبلاگ خوبت سر میزنم. الان نمیخونم چون هی باید این صفحه اون صفحه بری.